خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

31

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

را با وجود مخالفت مذكور ، اثر حقيقى نبود . و ديگر از شرائط ذكر آن است كه در طلب صادق بود ، و درد طلب و داعيهء سلوك راه او را حاصل باشد ؛ تا از هر چه او را از سلوك راه مانع آيد و مشغول گرداند ، از آن مستوحش گردد و نفور شود ، و از وجود خود نيز گريزان باشد تا از همه تواند روى گردانيدن ، و مستغرق ذكر حق - سبحانه و تعالى - تواند گشت . ( رباعى ) سير آمده‌يى ز خويشتن مىبايد * برخاسته‌يى ز جان و تن مىبايد در هر گامى هزار بند افزونست * زين گرم‌روى بندشكن مىبايد شيخ عطار - قدس اللّه روحه - فرمايد : ( بيت ) ياد او مغز همه سرمايه‌هاست * ذكر او ارواح را پيرايه‌هاست تو ز ننگ خويش ننديشى دمى * بر تهور نام او گويى همى و فايدهء كلى از ذكر آنگاه حاصل شود ، كه از شيخى كامل صاحب تصرف ، تلقين گرفته باشد . تا از آن تخم ذكر حقيقى كه در زمين مستعد دل طالب ، به تلقين و تصرف صاحب ولايت افتاده باشد ، طالب را ثمرهء ولايت بكمال حاصل آيد . نورانيت كلمه به قدر نورانيت دل است ، و نورانيت دل به قدر زوال هوا است . و شيخ كامل را هواى متبع نبود ، و دل او را نورانيت تمام بود . و اول راه آن بود كه صفات مذمومه را از باطن خويش به قدر